تبلیغات
بوسه از خدای پاك
بوسه از خدای پاك
خدا دیگه خسته ام از دنیا
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

هیچ کس مرا دوست نداشت، هیچ کس اعتنایی به من نداشت، همیشه در میان دیگران اضافی بودم.

روزی که غمیگن در حال قدم زدن بودن بودم. کسی مانند فرشته نگاه مهربانش را به من دوخت و رفت. او فرشته بود او زیبا بود او دوست داشتنی بود او نگاه مهربانی داشت.

آیا می شد کسی مانند او از فکرم بیرون برود؟ نه نشد!

او تنها کسی بود که با چشمانش، مهربانانه به من مهربانی می کرد.

چطور او را از یاد ببرم.

دوست داشتم تا هستی ام را به او بدهم تا او نگاهش را به من بدهد. دوست داشتم هرچه دوست دارد را برایش فراهم کنم تا لبخند دلنوازش همیشه با من باشد.

هر روز از مقابل دیدگان او رد می شدم تا نگاه مهربانش را دوباره ببینم.

اما او به من نگاهی نمی کرد. او از من خجالت می کشید؟!

روزی به او گفتم که دوستش دارم.

او گفت: مــن ندارم.(آسمان)






نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، خدا، خدا و عشق،
ارسال شده در: سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 :: توسط : م باران

باز هم كودكی

كودكی زیبا بود اما لحظه بود.

نوجوانی سخت بود، احساس بود. احساس من درد بود نوجوانی مرز بود.

مرز كودكی و جوانی و روحم انگار سرباز بود. سربازی آگاه از جوانی، از میان سالی و از...

و جوانی و سیاهی و رنگ سرخ غرور و جوانی یعنی نخندیدن از دل، یعنی زیركی یعنی مراقب.

همیشه مشكوك از دوستی از عشق، ترس، دلهره.

جوانی یعنی ادراك، ادراك زیبایی، خوبی، ثروت، قدرت، شهرت، محبت و شهوت

جوانی یعنی آگاهی، آگاهی از حال حاظر

جوانی نزدیك به لحظه ی خط پایان، لحظه ی رسیدن یا نرسیدن.(محمد نوبری)






نوع مطلب :
برچسب ها : کودکی، عشق، خدا، من و خدا،
ارسال شده در: دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: توسط : م باران


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

 در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند
.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.
عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند
...
gameover2010.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، خدا و من، عشق خدا،
ارسال شده در: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 :: توسط : م باران
داشتم وب گردی میکردم که.....
این مطلب از وبلاگ gameover2010.blogfa.com ...........

مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.
اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون در واقع نمی دانی.
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال است.
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را می داند.
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
به ادامه مطلب سر بزنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، خوشبختی، عشق خدا، راه های موفقیت، آرامش،
ارسال شده در: دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: توسط : م باران

آیا کلبه شماهم در حال سوختن است؟

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.

سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»

آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

alyasen.blogfa.com






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، عاشق خدا، خدا و من، خدایا دوستت دارم،
ارسال شده در: چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 :: توسط : م باران

فاما الیتیم فلا تقهر

پس یتیم را خوار مدار و مران


takrim.blogfa.com





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، یتیم،
ارسال شده در: چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: توسط : م باران
خدایا...

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم،
تو را بخشنده پنداشتم و گنه كار شدم،
تو را وفادار یافتم و هر جا كه رفتم بازگشتم،
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم،
تو مرا چه دیدی كه وفادار ماندی؟؟؟(تینا)


برگرفته از http://agape2.persianblog.ir/ 
ممنون از تینا نویسنده ی این متن زیبا






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، وفا، من و خدا، عشق خدا،
ارسال شده در: جمعه 18 فروردین 1391 :: توسط : م باران

به نام او
خطاب به كاربران عزیز اهل كتاب، قصد از گذاشتن این مطلب كنایه به دیگر ادیان الهی نیست
بازگشت در این سرگذشت مهم تر است
پاكی و پرواز به سوی خدای خوب مهمتر از مذهب و مسلك است




برای دیدن مصاحبه ی با این بانوی پاك به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب


نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، عشق، بازگشت، ماشا الیلیکینا،
ارسال شده در: شنبه 12 فروردین 1391 :: توسط : م باران






پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان و نسل من نیز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذیر. 
    سوره : ابراهیم آیه : 40
http://www.takrim.blogfa.com/
http://www.taknaz.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: توسط : م باران

سوره: 8 , آیه: 63

و میان دلهایشان الفت انداخت كه اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‏كردى نمى‏توانستى میان دلهایشان الفت برقرار كنى ولى خدا بود كه میان آنان الفت انداخت چرا كه او تواناى حكیم است


http://www.taknaz.ir/news_detail_12376.html






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق،
ارسال شده در: پنجشنبه 25 اسفند 1390 :: توسط : م باران


«وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْنا.»(بقره: 83)

خوش رفتاری اوج آرامش است
عشق دوستی
گذشت
محبت
صفا
دل مهربان
دستی نوازشگر
و صدا زدن خدا
آرامش است







نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، آرامش، عشق و دوستی،
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: توسط : م باران
 آپلود سنتر عکس رایگان آپلود سنتر عکس رایگان

خوبی کردن آرامش است
امتحان کن
خسته ای؟
وقتی به خانه آمدی
وقتی به خانه آمد لبخند بزن
کمک کن
دست بگیر
اشک ها را پاک کن
کودکی بی پناه منتظر خنده است
سایه ها را میبیند بالای سرش
ای سایه ها باشید آرامش بخش
نه تاریکی آینده ی بی گناه(م.باران)





نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، عشق، نور، هدایت، خدا و من، دعوای والدین، دعوای زن و شوهر، دعوای پدر و مادر،
ارسال شده در: پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: توسط : م باران
          

    

واصبرو  ان الله مع الصابرین (انفال آیه 46)

و تحمل خواهم کرد سختی ها را و درد ها را به خاطر تو که گفتی با تو ام.







نوع مطلب : خاطرات تلخ(خاطرات شما کاربران عزیز)، 
برچسب ها : خدا، صبر، سختی، فقر، عشق، من و خدا، خدا و من،
ارسال شده در: پنجشنبه 4 اسفند 1390 :: توسط : م باران
آنگاه كه دوست داری كسی به یاد تو باشد
به یاد من باش 
كه همواره به یاد تو هستم
(بقره 152)







نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، من و خدا، به یاد تو، تنهام، تنهایی،
ارسال شده در: سه شنبه 25 بهمن 1390 :: توسط : م باران

                                      

از تو پوزش می خواهم كه به اصرار می خواستم اراده خودم بر زندگی من حاكم باشد؛

خدایا!

اینك سكان زنگی توفان زده ام را به تو می سپارم؛

باشد كه نتیجه این اعتماد و توكل، آرامش باشد.

متن ازhttp://t-f-a-v-o-t.zanblogger.com






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، پوزش از خدا، توبه، عشق، خدا و عشق، بوسه از خدا،
ارسال شده در: سه شنبه 18 بهمن 1390 :: توسط : م باران
من به دنبال كسی بودم
باشدعاشقم باشم عاشقش، واقعی
كسی نبود
خدا با بغض گفت: كجا را مینگری مرا نمیبینی كه لحظه لحظه منتظر خدا خدا گفتنتم؟!







نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، من و خدا، عشق خدا، عشق،
ارسال شده در: سه شنبه 18 بهمن 1390 :: توسط : م باران
کودکی که آماده تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسید: «می گویند فردا شما مرا به زمین می‌فرستید، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟»

خداوند پاسخ داد: « از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته‌ام. او از تو نگهداری خواهد کرد.» اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه :«اما اینجا در بهشت، من هیچ کار جز خندین و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند.»

خداوند لبخند زد «فرشته تو برایت آواز می خواند، و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود.»

کودک ادامه داد: «من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟»

خداوند او را نوازش کرد و گفت: «فرشته تو، زیباترین و شیرین ‌ترین واژه‌هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.»

کودک با ناراحتی گفت: «وقتی می خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟»

اما خدا برای این سئوال هم پاسخی داشت: «فرشته‌ات، دستهایت را درکنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می‌دهد که چگونه دعاکنی.»

کودک سرش رابرگرداند وپرسید: «شنیده‌ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می‌کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟ »

- «فرشته‌ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.»

کودک با نگرانی ادامه داد: «اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی‌توانم شما راببینم، ناراحت خواهم بود.»

خدواند لبخند زد و گفت:‌ «فرشته‌ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گر چه من همیشه درکنار تو خواهم بود.»

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می‌شد. کودک می‌دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند.

او به آرامی یک سئوال دیگر از خداوند پرسید: «خدایا ! اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته‌ام را به من بگویید.»

خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:

«نام فرشته‌ات اهمیتی ندارد. به راحتی او را مادر صدا کن .»

naabrestaurant.com






نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، كودك و خدا،
ارسال شده در: دوشنبه 17 بهمن 1390 :: توسط : م باران
بار الهی دیگر دنیا لذتی ندارد
خدایا خسته شدم از افكار
از انسان
از خودم
از رفتار
دیدن تو آرزوست
و آرزو آرامش 
و آرامش تویی پروردگار من
بیا و مرا در آغوش گیر در این شب ترسناك
بیا و بوسه ای زن در میان این كابوس
(م.باران)






نوع مطلب : خدا، 
برچسب ها : خدا، خدایا، پروردگار، عشق، از دنیا بیزارم، منو تو آغوشت بگیر، منو تو آغوشت بگیر خدا میخوام بخوابم،
ارسال شده در: یکشنبه 16 بهمن 1390 :: توسط : م باران
ای کاش آن لحظه ی آشنایی هر روز تکرار شود و من همان حس بچه گانه را به تو میداشتم.
تو پاک با لبخند و من پاک با احساس.
باز احساس وادار میکند به این جمله: دنیا جائیست برای مردن.
و من چه میدانستم من بازم و تو کبوتر؟؟!!
و من چه میدانستم سرنوشت این گونه رقم میزند پایان لحظه هایمان را؟
حال که میدانم و میدانی نرسیدن قسمت ماست چه بهتر سکوت حرف های ما باشد.
چه بهتر سکوت برایت بگوید حرف های دلم را.
و دنیا و من نمی دانم چه خصومتی با هم داریم که حتی به من اجازه نداد تا از صمیم قلب به تو بگویم دوستت دارم دوست مهربانم.
و یا شاید دنیا و تو دوستان خوبی هستید که نمی توانی به من بگویی احساس خود.
به خاطر آن که تو کبوتری و من باز.
و نمیخواهی با باز هم آواز شوی تا مبادا دنیا از تو دل بکند...
ویا شاید................
(م.باران)








نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، کبوتر و باز، سرنوشت،
ارسال شده در: پنجشنبه 13 بهمن 1390 :: توسط : م باران

آن روز ها شادی هایم بزرگ و غم هایم کوچک
امروز غم هایم بزرگ و شادی هایم کوچک(م.باران)
یادم نمیرود روزی را که سر دفتر مشقم خوابم میبرد
یادم نمیرود روزی را که بزرگترین مشکل زندگی لحظه ای بود که سر امتحان دیکته نوک مدادم میشکست.
خدایا چرا وقتی دعا میکردم که سریع بزرگ شوم دعایم را زود برآورده کردی من آن موقع جاهل بودم
حال آرزو میکنم کوچک شوم خدایا برآورده کن آن را با تغییر حال و هوایم
مشکلم فقط صبحانه ی هر صبحم باشد مشکلم فقط....
(م.باران)








نوع مطلب :
برچسب ها : خدا، کودکی، بچگی، کودکی ها، کودکی ها یادش بخیر،
ارسال شده در: پنجشنبه 13 بهمن 1390 :: توسط : م باران


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : م باران
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :